عماد الدين حسن بن علي الطبري

126

مناقب الطاهرين ( فارسي )

قومى بر رسول ( صلعم ) آمدند و بدروغ گواهى دادند كه اين مرد اشترى بدزديد . رسول ( ص ) فرمود تا دست او ببرند . مرد پشت بر كرد و مىگفت : اللّهمّ صلّ على محمّد و آل محمّد حتّى لا يبقى من الصّلاة شىء . و بارك على محمّد و آل محمّد حتّى لا يبقى من البركات شىء . و ارحم محمّدا و آل محمّد حتّى لا يبقى من الرّحمة شيء . و سلّم على محمّد و آل محمّد حتّى لا يبقى من التّسليم شىء . به فرمان خدا اشتر به آواز آمد و گفت : اين مرد برى است از دزديدن من . بفرمود كه : مرد بازآريد . بازآوردند . گفت : تو چه گفتى اين ساعت ؟ مرد آن دعا بازگفت . رسول گفت : بدين دعاى تو جملهء مدينه پر از ملائكه ديدم و آمين مىكردند . اى مرد ، فرداى قيامت از حوض من آب خورى و روى تو سفيدتر از برف باشد . « 1 » معجزات رسول ( ص ) در سنگ و درخت : رسول اللّه چون به حرب بنى قريظه رفت ، درخت خرمايى حايل بود ميان صحابه و حصن ايشان . رسول ( ص ) اشارت كرد به درخت ، به دونيم شد ، يك نيمه به جانب چپ و يك نيمه به جانب راست ، به حسب اشارت آن حضرت . « 2 » و همچنين امير المؤمنين عليه السلام گويد : رسول ( ص ) مرا به درختى فرستاد روز بطحا . آن درخت اجابت كرد و تسبيح و تهليل و تكبير و ثنا مىگفت . پس گفت : شكافته شو . به دو پاره شد . پس گفت : ملتزق شو . با هم آمد . پس گفت : گواهى ده به نبوّت من . گواهى داد . پس گفت : بازگرد به

--> ( 1 ) - الثاقب فى المناقب / 74 - 75 . ( 2 ) - الثاقب فى المناقب / 91 .